عشق مانند هواست ، پس قدری نفس هایت را جانانه تر بکش
دست هايم تا ابد تنهاست،مي دوني؟
آسمانت رامگيرازمن،كه بعدازتو زيستن يك لحظه هم، بي جاست،مي دوني؟
تو،خودت را هديه ام كردي،ولي من هم شعرهايم راكه بي پرواست،مي دوني؟
هرچه مي خواهيم-آري-ازهمين امروز،ازهمين امروز مال ماست،مي دوني؟
گرچه من،يك عمرهمزاد عطش بودم،روح تو،هم-سايه درياست مي دوني؟
دوستت دارم!>>-همين!اين راز پنهاني،ازنگاه ساكتم پيداست،مي دوني؟
عشق من!-بي هيچ ترديدي-بمان بامن،عشق يك مفهوم بي(امان)است،مي دوني؟
جلوی آینه نرو آینه خجالت میکشه
پیش گلدونا نروبه چشمات عادت میکنن
همین الانم دارن به من حسادت میکنن
نروبیرون ازخونه آدما عاشقت بشن
نمیدونم چقدرراهه تالایقت بشن
به کسی نگاه نکن آدماطاقت ندارن
عاشق چشات میشن ولی محبت ندارن
وقتی مهمونی میری موتوپریشون نکنی
بچه های مردمو یه وقتی مجنون نکنی
حوصلت که سرمیره نروکنار پنجره
که نگن این دوباره واسه کسی منتظره
واسه هیچ کسی غیرمن یه وقت ناز نکنی
دوتا بال دادن بهت یموقع پرواز نکنی
توبه باغچه آب نده امشب شاید گل بکنه
فرداکه نیستی نمی تونه تحمل بکنه
هوس گردش دنیا نکنی نری سفر
که منم مجبورشم بهت بگم منوببر
نکنه باحرف عاشقانه اذیتت کنم
تورو وادار به شکفتن محبتت کنم
ولی خسته که شدی بیا دلم منتظره
دلتو بهش بده اگه دیدی عاشق تر
.
.
.
این سودستهادردست هم است،وآن سوعاقبت این عشق!
براستی آخراین داستان چگونه است؟تلخ یا شیرین؟
سهم من وتوجدایی است یابرابراست باتولد زندگی مان؟
چه زیباست لحظه ای که من به سهم خویش رسیده باشم وتونیزبه آرزوی خود!
چه زیباست لحظه ای که سرنوشت بادست گلی سرخ به استقبال ما خواهدآمد!
چه تلخ است لحظه جدایی ماوچه غم انگیزاست لحظه خداحافظی ما!
این سوی زندگی،ما درتب وتاب یک دیدارمی باشیم.....
وان سوی زندگی یک علامت سوال دراخرقصه من وتودیده می شود!
آیامابه هم میرسیم یانمیرسیم؟
سرانجام این داستان به کجاختم خواهدشد؟
اگربدانم که دلتنگ منی،ودلت همیشه بامن است دلم را فدای آن قلب مهربانت میکنم!
اگربدانم که مرا دوست داری وتنهاآرزویت من هستم تاآخرعمرم عاشقانه برایت میخانم ترانه عشق را!
اگربدانم که به انتظار من نشسته ای،توبگو تاآخرعمربه انتظارم بنشین، من تاآخرین حداین انتظارمنتظرآمدنت مینشینم!
اگه بدانم که برایت ارزش دارم وهمه ی زندگی ات هستم،تاآخرین نفس به پای تومینشینم وتاآخرین نفس،یک نفس فریادمیزنم دوستت دارم!
اگربدانی که تنهاآرزوی من تویی،روزی صدهابار آرزو میکنی که به آرزویم برسم!
اگربدانی که همه لحظه های زندگی ام به تومی اندیشم،تک تک لحظه ها رامی شماری وبه عشق آن لحظه ها زندگی می کنی!
اگربدانی که برایم یه دنیاارزش داری،سفری به دوردنیامیروی تابفهمی چقدر برایم عزیزی!
اگه بدانی که میدانم،بدون تومیمیرم،مرا اینگونه درحسرت عشقت نمیگذاری!
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در
چشمانت خیره شوم
دوستت دارم رابرلبانم جاری کنم منتظر لحظه
ای هستم که درکنارت
بنشینم سرروشونه هایت بگذارم....ازعشق
تو....از داشتن تو....
اشک شوق ریزم منتظرلحظه ی مقدس که
تورا در آغوش
بگیرم بوسه ای ازسرعشق به توتقدیم کنم
وباتمام وجود
قلبم وعشقم رابه توهدیه کنم آری من
تورادوست دارم
و عاشقانه تورامی ستایم
تاطلوع خورشیدفروغ من باشد
انکه در پس خانه ای تاریک
غربت تاریک نشینان تصویر کرد،
اماروشنایی خودش راهیچ کس باز نیافت،هیچ کس...